خرید بک لینک
اسامی مختلف سیارات منظومه های شمسی عطارد تیر زهره ناهید زمین ارض مریخ بهرام مشتری هرمز زحل کیوان اورانوس آهوره نپتون خدای دریا (الهه اقیانوس) پلوتون خدای عالم اسفل

برچسب: سیارات منظومه شمسی,سیارات منظومه شمسی برای کودکان,سیارات منظومه شمسی و قمرهای آنها,سیارات منظومه شمسی عکس,سیارات منظومه شمسی به ترتیب اندازه,سیارات منظومه شمسی به زبان انگلیسی,سیارات منظومه شمسی تحقیق,سیارات منظومه شمسی به ترتیب بزرگی,سیارات منظومه شمسی به انگلیسی,سیارات منظومه شمسی به ترتیب فاصله از خورشید, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:52

مواد لازم نمک کمی عسل 2 قاشق سوپخوری شکر 2 قاشق سوپخوری آب 2 فنجان خیار متوسط 1 عدد برای دیدن طرز تهیه به قسمت ادامه مطلب بروید.طرز تهیه خیار را به تکه های کوچک تقسیم کرده یا با رنده درشت رنده کنید. شکر و آب را در ماهیتابه ای بریزید. میزان حرارت را زیاد کنید هم بزنید تا به جوش بیاید. خیار را در آب و شکر بریزید و اجازه دهید ده دقیقه بجوشد. مواد را داخل مخلوط کن بریزید و عسل را به آن اضافه کنید. مواد را از الک عبور داده و مقدار کمی نمک به آن اضافه کنید. شربت را در لیوان ریخته و نوش جان کنید.

برچسب: شربت خیار سکنجبین,شربت خیار,شربت خیار و سکنجبین,شربت خیار و نعنا,شربت خیارسبز,شربت خیار و نعناع,شربت خیار با سکنجبین,شربت خیار و لیمو,شربت خیار یزد,شربت خیار سنکنجبین, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:52

با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو باشد که خستگی بشود شرمسار تو *** در دفتر همیشه ی من ثبت می شود این لحظه ها عزیزترین یادگار تو *** تا دست هیچ کس نرسد تا ابد به من می خواستم که گم بشوم در حصار تو *** احساس می کنم که جدایم نموده اند همچون شهاب سوخته ای از مدار تو *** آن کوپه ی تهی منم آری که مانده ام خالی تر از همیشه و در انتظار تو *** این سوت آخر است و غریبانه می رود تنهاترین مسافر تو از دیار تو *** هر چند مثل آینه هر لحظه فاش تو هشدار می دهد به خزانم بهار تو *** اما در این زمانه ی عسرت، مس مرا ترسم که اشتباه بسنجد عیار تو محمدعلی بهمنی تک درخت

برچسب: این سوت آخر است و غریبانه می رود, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:52

کنار امن کجا، کشتی شکسته کجا کجا گریزم از این جا به پای بسته کجا ز بام و در همه جا سنگ فتنه می بارد کجا به در برمت ای دل شکسته کجا فرو گذاشت دل آن بادبان که می افراشت خیال بحر کجا این به گِل نشسته کجا چنین که هر قدمی همرهی فروافتاد به منزلی رسد این کاروان خسته کجا دلا حکایت خاکستر و شراره مپرس به بادرفته کجا و چو برق جسته کجا خوش آن زمان که سرم در پناه بال تو بود کجا بجویمت ای طایر خجسته کجا چه عیش خوش ز دل پاره پاره می طلبی نشاط نغمه کجا چنگ زه گسسته کجا بپرس سایه ز مرغان آشیان بر باد که می روند ازین باغ دسته دسته کجا هوشنگ ابتهاج تک درخت

برچسب: کجا به در برمت ای دل شکسته کجا, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:52

چون خواب ناز بود که باز از سرم گذشت نامهربان من که به ناز از برم گذشت چون ابر نوبهار بگریم درین چمن از حسرت گلی که ز چشم ترم گذشت منظور من که منظره افروز عالمی است چون برق خنده ای زد و از منظرم گذشت آخر به عزم پرسش پروانه شمع بزم آمد ولی چو باد به خاکسترم گذشت دریای لطف بودی و من مانده با سراب دل آنگهت شناخت که آب از سرم گذست منت کش خیال تو اَم کز سر کَرَم همخوابه ی شبم شد و بر بسترم گذشت جان پرورست لطف تو ای اشک ژاله، لیک دیر آمدی و کار گل پرپرم گذشت خوناب درد گشت و ز چشمم فرو چکید هر آرزو که از دل خوش باورم گذشت صد چشمه اشک غم شد و صد باغ لاله داغ هر دم که خا

برچسب: چون آن ابر نوبهارم من, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:52

چون باد می روی و به خاکم فکنده ای آری برو که خانه ز بنیاد کنده ای حسن و هنر به هیچ، ز عشق بهشتی ام شرمی نیامدت که ز چشمم فکنده ای؟ اشکم دود به دامن و چون شمع صبحدم مرگم به لب نهاده غم آلود خنده ای بخت از منت گرفت و دلم آنچنان گریست کز دست کودکی بربایی پرنده ای بگذشتی و ز خرمن دل شعله سر کشید آنگه شناختم که تو برق جهنده ای بی او چه بر تو می گذرد سایه ؟ ای شگفت جانت ز دست رفت و تو بیچاره زنده ای هوشنگ ابتهاج تک درخت

برچسب: چون باد می روی و به خاکم فکنده ای, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:52

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود هوا گرفته ی عشق از پِیِ هوس نرود به بوی زلف تو دم می زنم در این شب تار وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود چنان به داغ غمت خو گرفته مرغ دلم که یاد باغ بهشتش در این قفس نرود نثار آه سحر می کنم سرشک نیاز که دامن تو ام ای گل ز دسترس نرود دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشق کزین چراغ تو دودی به چشم کس مرود فغان بلبل طبعم به گلشن تو خوش است که کار دلبری گل ز خار و خس نرود دلی که نغمه ی ناقوس معبد تو شنید چو کودکان ز پی بانگ هر جرس نرود بر آستان تو چون سایه سر نهم همه عمر که هر که پیش تو ره یافت بازپس نرود هوشنگ ابتهاج تک درخت

برچسب: به بوی زلف تو مفتونم, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:52

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی فردا مرا چو قصه فراموش می کنی این دُر همیشه در صدف روزگار نیست می گویمت ولی تو کجا گوش می کنی دستم نمی رسد که در آغوش گیرمت ای ماه با که دست در آغوش می کنی در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخست هشیار و مست را همه مدهوش می کنی مِی جوش می زند به دل خم بیا ببین یادی اگر ز خون سیاووش می کنی گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمت بهتر ز گوهری که تو در گوش می کنی جام جهان ز خون دل عاشقان پر است حرمت نگاه دار اگرش نوش می کنی سایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمع زین داستان که با لب خاموش می کنی هوشنگ ابتهاج تک درخت

برچسب: جام جهان ز خون دل عاشقان پر است, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:52

من گفته بودم عاشقم، اما فراموشش کن ای دوست! از عشق اگر یک شعله در من مانده خاموشش کن ای دوست نشنیده گیر آری اگر از عشق، حرفی با تو گفتم مُرد آن عروس آرزوها پنبه در گوشش کن ای دوست من تا سراب عاشقی صد بار از این دریا گذشتم چون موج از این افسانه بگذر، ترک آغوشش کن ای دوست می خواستم با عشق فرداهای روشن را ببینم دیگر نگاهم را بگیر از من، سیه پوشش کن ای دوست خط می زنم نام تو را از خاطرم، یاد تو را نیز از من اگر نامی به یادت مانده مخدوشش کن ای دوست عاشق شدم تا اتفاقی تازه در عالم بیفتد این اتفاق افتاد، باور کن! فراموشش کن ای دوست ناصر فیض تک درخت

برچسب: ای دوست,ای دوست تولدت مبارک,ای دوست در روضه قلب,ای دوست کجایی,ای دوست شکر بهتر,ای دوست بیا, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:51

عجيب حالم از اين زندگی به هم خورده ا ست هميشه روزنه هايش برايم افسرده است عفونت دهن آسمان و گند زمين تمام پنجره ها را يكي يكي خورده است همه شب از دمل ماه چرك مي تابد و دست هاي خيابان شهر پژمرده است فرار مي كنم از هر چه بود و هر چه هست كه مرده شور مرام زمانه را برده است به تو چطور بگويم به زندگي خوش باش؟ كه بوي گند مشام تو را هم آزرده است بيا و دفتر دل را دوباره دوره كنيم ببين چه زشت ورق هاي عمرخط خورده است؟ وگور ساكت ساعت كه بر رف افتاده براي عقربه اي كز ابتدا مرده است تک درخت

برچسب: نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:51

گفتمش بی تو چه می باید کرد؟ عکس رخساره ی ماهش را داد گفتمش همدم شب هایم کو تاری از زلف سیاهش را داد وقت رفتن همه را می بوسید به من از دور نگاهش را داد یادگاری به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد... سلمان هراتی تک درخت

برچسب: گفتمش بی تو چه باید کرد,گفتمش بی تو چه می باید کرد, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:51

در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کُند کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی زند گذرگهی است پر ستم که اندر او به غیر غم یکی صلای آشنا به رهگذر نمی زند دل خراب من دگر خراب تر نمی شود که خنجر غمت از این خراب تر نمی زند چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات برو که هیچکس ندا به گوش کر نمی زند نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی زند هوشنگ ابتهاج تک درخت

برچسب: در این سرای بی,در این سرای نیستی هستی تویی, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:51

بی لشگریم؛ حوصله ی شرح قصه نیست فرمانبریم؛ حوصله ی شرح قصه نیست با پرچم سفید به پیکار می رویم ما کمتریم، حوصله ی شرح قصه نیست فریاد می زنند؛ ببینید و بشنوید کور و کر یم! حوصله ی شرح قصه نیست تکرار نقش کهنه ی خود در لباس نو بازیگریم! حوصله ی شرح قصه نیست آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند یکدیگریم! حوصله ی شرح قصه نیست همچون انار خون دل از خویش می خوریم غم پروریم! حوصله ی شرح قصه نیست آیا به راز گوشه ی چشم سیاهِ دوست پی می بریم؟! حوصله ی شرح قصه نیست... فاضل نظری تک درخت

برچسب: با پرچم سفید به پیکار می رویم, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:51

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت آن طفل که چون پیر ازین قافله درماند وان پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت از پیش و پس قافله ی عمر میندیش گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت رفتی و فراموش شدی از دل دریا چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد بیدادگری آمد و فریادرسی رفت این عمر سبک سایه ی ما بسته به آهی است دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت هوشنگ ابتهاج تک درخت

برچسب: فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت,فرياد كه از عمر جهان هر نفسي رفت,شعر فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت,دانلود آهنگ فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:51

حسین (ع) این روزها غم تو مرا می کشد حسین شب های ماتم تو مرا می کشد حسین *** تا آن دمی که منتقم تو نیامده است سرخی پرچم تو مرا می کشد حسین *** از لحظه ی ورودیه تا آخرین وداع هر شب، محرّم تو مرا می کشد حسین *** هنگام پر کشیدن یاران یکی یکی اشک دمادم تو مرا می کشد حسین *** داغ علی اصغر و عباس و اکبرت غم های اعظم تو مرا می کشد حسین *** از قتلگاه تو چه بگویم؟ حکایتِ انگشت و خاتم تو مرا می کشد حسین *** بر نیزه در مقابل چشمان خواهری گیسوی درهم تو مرا می کشد حسین *** سالار سر بریده ی زینب سرم فدات هستی فاطمه! پدر و مادرم فدات

برچسب: نه سرخی پرچم تورا, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:50

در چشم باد، لاله فقط پرپرش خوش است خورشید روز واقعه خاکسترش خوش است *** از باغ ها شنیده ام این را که عطر یاس گاهی نه پشت پنجره، لای درش خوش است *** دریا همیشه حاصل امواج کوچک است یعنی علی به بودن ِ با اصغرش خوش است *** در راه عشق دل نه که ما سر سپرده ایم حتی حسین پیش خدا بی سرش خوش است *** جایی که آب همسفر ماه می شود دل ها به آب نه که به آ ب آورش خوش است *** جایی که پیش مرگ پدر می شود پسر اولاد هم نبیره ی پیغمبرش خوش است *** عالم شبیه آن لب و دندان ندیده است لبخند هم میانه ی تشت زرش خوش است *** از خون سرخ اوست که تاریخ زنده است این شاهنامه نیست ولی آخرش خوش است: *** اندوه بی

برچسب: در چشم باد لاله فقط پرپرش خوش است, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:50

روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار، پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه باغبانی ست عجب! آن که در آن دشتِ بلا، به خزانی ثمرش رفت ، ولی قولش نه شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار، دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه جان من برخیِ " آن مرد " که در شط فرات، تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه هر طرف می نگری نامِ حسین است و حسین، ای دمش گرم!! سرش رفت، ولی قولش نه حسین جنتی

برچسب: روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه,شعر روی دستش پسرش رفت ولی قولش نه, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:50

آن کشته که بردند به یغما کفنش را تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را خون از مژه می ریخت به تشییع غریبش آن نیزه که می برد سر بی بدنش را پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد با خار عوض کرد گل پیرهنش را زیباتر از این چیست که پروانه بسوزد شمعی به طواف آمده پرپر زدنش را آغوش گشاید به تسلای عزیزان یا خاک کند یوسف دور از وطنش را خورشید فروزان شده در تیرگی شام فاضل نظری

برچسب: آن کشته که بردند به یغما کفنش را, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:50

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت چشمت به غمزه ما را خون خورد و می پسندی جانا روا نباشد خونریز را حمایت در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود زنهار از این بیابان وین راه بی نهایت ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت این راه را نهایت صورت کجا

برچسب: سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:50

بین ما خطی است قرمز، پس تو با ما نیستی یک قدم بردار، می بینی که تنها نیستی *** خیر خواهان توایم ای شیخ! ما را گوش کن فرصت امروز را دریاب، فردا نیستی *** یک سخن کافی است گفتن، گر درین خانه کَس است یا نشانی را غلط دادی به ما، یا نیستی! *** هیچ می ترسی ز هول روز رستاخیز؟ نه! از مسلمانی همین داری که ترسا نیستی *** ای که با یک سنگ کوچک، خاطرت گِل می شود مشکل از اطفال شیطان نیست، دریا نیستی *** نیل در پیش و عصا در دست و فرعون از عقب فرق دارد آخرِ این قصه، موسی نیستی حسین جنتی

برچسب: یک قدم بردار,یک قدم برداریم,تو یک قدم بردار, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:50

چو شب به راه تو ماندم كه ماه من باشي چراغ خلوت اين عاشق كهن باشي بسان سبزه پريشانِ سرگذشتِ شبم نيامدی تو که مهتاب اين چمن باشي تو يار خواجه نگشتی به صد هنر هيهات كه بر مراد دلِ بی قرارِ من باشی تو را به آينه داران چه التفات بود چنين كه شيفته ی حسن خويشتن باشی دلم ز نازكي خود شكست در غم عشق وگرنه از تو نيايد كه دل شكن باشی وصال آن لب شيرين به خسروان دادند تو را نصيب همين بس كه كوه كن باشی ز چاه غصه رهایی نباشدت هرچند به حسن یوسف و تدبیر تهمتن باشی خموش سايه كه فرياد بلبل از خاميست چو شمعِ سوخته آن به كه بی سخن باشی هوشنگ ابتهاج تک درخت

برچسب: چو شب به راه تو ماندم كه ماه من باشي, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:50

كوك كن ساعتِ خویش اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر دیر خوابیده و برخاستنش دشوار است كوك كن ساعتِ خویش كه مـؤذّن، شبِ پیـش دسته گل داده به آب و در آغوش سحر رفته به خواب كوك كن ساعتِ خویش شاطری نیست در این شهرِ بزرگ كه سحر برخیزد شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین دیر برمی خیزند كوك كن ساعتِ خویش كه سحرگاه كسی بقچه در زیر بغل، راهیِ حمّامی نیست كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی كوك كن ساعتِ خویش رفتگر مُرده و این كوچه دگر خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است كوك كن ساعتِ خویش ماكیان ها همه مستِ خوابند شهر هم خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند كوك

برچسب: کوک کن ساعت خویش,کوک کن ساعت خویش که سحر خیزی نیست,کوک کن ساعت خویش که موذن شب پیش,کوک کن ساعت خویش را,کوک کن ساعت خویش اعتباری به خروس سحری نیست,کوک کن ساعت خویش اعتباری,كوك كن ساعتِ خویش شعر,کوک کن ساعت خویش دانلود,شعر کوک کن ساعت خویش,کوک کن ساعت خویش اعتباری به خروس, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:49

امام حسین (ع) میفرماید: عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند. اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنیا و تجمّلات آن قرار ندهید که همانا قبر، خانه اى است که تنها عمل صالح در آن مفید و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشید که غفلت نکنید. هر که خدا را، آن گونه که سزاوار اوست، بندگی کند، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند. شیعیان و پیروان ما ( اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ) آن کسانى هستند که أفکار و درون آن ها از هر گونه حیله و نیرنگ و عوام فریبى سلامت و تهى باشد. شکر نعمت های گذشته موجب می شود که خداوند متعال نعمت های تازه ای به انسان لطف کند. کسی که

برچسب: سخنان امام حسین علیه السلام,سخنان امام حسین علیه السلام از مدینه تا کربلا,سخنان امام حسين عليه السلام,سخنان امام حسین علیه السلام در روز عاشورا,جملات زیبا از امام حسین علیه السلام,فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام,سخنان حضرت امام حسین علیه السلام,جملات کوتاه امام حسین علیه السلام,کتاب فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام,کتاب فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:49

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی ای باد سبک سار مرا بگذر و بگذار هشدار که آرامش ما را نخراشی هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم اندوه بزرگی ست چه باشی، چه نباشی

برچسب: ماه و ماهی,ماه و ماهی دانلود,ماه و ماهی متن,ماه و ماهی امیرحسین,ماه و ماهی شعر,ماه و ماهی ویکی صدا,ماه و ماهی 320,ماه و ماهی نت پیانو,ماه و ماهی آکورد,ماه و ماهی امیرحسین استیج, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:48

آمورزش گناهان رسولخدا (ص) فرمود: هر کس، هر روز از روی شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد، خدا گناهان او را در همان روز یا همان شب می آمرزد. میزان در قیامت از پیامبراعظم(ص) روایت شده است که: روز قیامت من میزان اعمال هستم؛ یعنی هر کسی که کفه گناهانش سنگینتر از کفه حسناتش باشد، من صلواتهایی را که برایم فرستاده، میآورم و در کفه حسناتش میگذارم، تا آن که کفه حسناتش سنگینتر شود. دیدن بهشت پیامبر(ص) فرمود: هر کس در هر روز هزار صلوات بر من بفرستد، از دنیا نخواهد رفت تا جای خود را در بهشت ببیند. واجب شدن شفاعت در وصیت رسولا...(ص) به امیرمؤمنان(ع) آمده: یا علی

برچسب: خواص ذکر صلوات,خواص ذكر صلوات,خاصيت ذكر صلوات, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:48

مثل فرشته ها شده ای احتیاط کن زیبا و با صفا شده ای احتیاط کن درهای بی قراری پروانه بسته نیست ای غنچه ای که وا شده ای احتیاط کن دیدم کسی که رد تو در باد می گرفت در باد اگر رها شده ای احتیاط کن از حالت نگاه تو احساس می شود با عشق آشنا شده ای احتیاط کن می ترسم از چشم بد این حسود ها تفسیر رنگ ها شده ای احتیاط کن وقتی طلوع می کنی از پشت پنجره قابی پر از بلا شده ای احتیاط کن چندیست من عاشق این زندگی شدم حالا که جان ما شده ای احتیاط کن

برچسب: مثل فرشته ها شده ای احتیاط کن, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:48

1- تغییر در عادات دفع مدفوع یا ادرار 2- زخمی که تمایل به بهبود و التیام ندارد. 3- خونریزی یا ترشح غیرطبیعی از مجاری طبیعی بدن 4- اشکال در بلع و هضم غذا 5- توده یا برآمدگی در پستان یا هر جای دیگر بدن 6- سرفه های مداوم یا گرفتگی مزمن صدا 7- هر گونه تغییر در خال یا زگیل های موجود در بدن

برچسب: علائم هشدار دهنده سرطان را بشناسید, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:48

دل خسته بخوام از تو بگذرم، من با یادت چه کنم؟ تو رو از یاد ببرم، با خاطراتت چه کنم؟ حتی از یاد ببرم تو و خاطراتتو بگو من با این دلِ خونه خرابم چه کنم؟ تو همونی که واسم، یه روزی زندگی بودی توی رویاهای من، عشق همیشگی بودی آره سهم من فقط از عاشقی یه حسرته بی کسی عالمی داره، واسه ما یه عادته چه طور از یاد ببرم اون همه خاطراتمو آخه با چه جراتی به دل بگم نمون، برو دل دیگه خسته شده، به حرف من گوش نمی ده چشم به راه تو می مونه، همیشه غرق امیده

برچسب: متن آهنگ دل خسته بهنام صفوي, نویسنده: بنیامین صفری تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 7:47

صفحه بندی